جستجو

آرشيو

تماس با ما

درباره ما

صفحه نخست

 
تاريخ درج: شنبه، 18 مهر 1394     
خاطرات کتکی مهران غفوریان

 

باشگاه خبرنگاران: شب گذشته که شب اجرای مهران غفوریان و جواد رضویان بود، بعد از قرعه کشی موعودِ یکی از حامیان ؛ جوان از حس دلتنگی که در روزهای آخر برنامه دارد گفت و عنوان کرد: "ما می‌رویم و مدتی بعد با ایده‌ها و شمایل جدیدی دوباره برمی‌گردیم"؛ بعد هم شادی برنامه را برای چندمین بار به همه پدر و مادر‌ها تقدیم کردند.

بعد از این تصاویری از دو کمدین مرحله نیمه نهایی، سوار بر فولکس خندوانه در راه رسیدن به برنامه پخش شد که جواد رضویان در آن بیان کرد: شب گذشته با مهران بودم و او و امیرمهدی ژوله کمک‌هایی را برای اجرای امروز به من کردند.  
 
پای فرهنگستان زبان فارسی دوباره به خندوانه باز شد
وقتی به استودیو رسیدند غفوریان بدون حضور رامبد اسمش را از داخل گوی درآورد و بعد قرار شد طبق توافقی که با هم کرده بودند اول جواد اجرا کند، علاوه بر این رضویان علت به تعویق افتادن مسابقه را سرماخوردگی شدیدش در این هفته عنوان کرد و پس از یک تنفس اجرایش را با موضوع مقابله فرهنگستان زبان و ادب فارسی با ورود واژه‌های بیگانه به این زبان شروع کرد و گفت: این تلاش توسط فرهنگستان انجام می‌شود ولی بی‌خبر از آنکه گاهی اگر معادلی را به زبان غیر بگوییم خیلی بهتر می‌شود، مثلا طرف میگوید "یه فیلم خفن دیدم که توش اون گولاخه زد طرفو گوجه کرد، الانم تو نسخ قسمت بعدیشم!"

وی همچنین با اشاره به کاربرد متنوع و گیج کننده کلمات این طور گفت: مثلا کلمه کف به معنای لغوی سطح پایینی که در راستای آن عناوینی مثل تو کفم، کف کردم، کف رفتم و ... را نیز مطرح می کنند.
 
کاربرد سیاسی هلو و دایره وسیع سرویس و کف کردن!  
او در مورد کاربرد اینچنینی کلماتی مثل سرویس،توپ ،مشتقات مردن،مثل بمیر بابا،مردی و ... هم صحبت کرد و گفت که ما حتی به میوه ها هم رحم نکردیم، به همین خاطر به گلابی،سیب زمینی،زرشک که به معنای ختم بحث است،آناناس که یعنی دوست  عزیز لطفا اظهار نظر نکیند و هلو اشاره کرد، البته با رسیدن به این آخری گفت که من راجع بهش حرفی ندارم و یک برنامه برای توضیح آن لازم است،چون گویا هلو در دولت های قبلی کاربرد سیاسی هم داشته است!

رضویان همینطور از بیرحمی ما به اعضا و جوارح هم تعریف کرد و گفت :حلق یکی از پرکاربردترین های این مجموعه است،به طور مثال کفش می گیری دوستت می گه وای کتونیت تو حلقم و ... .
در ادامه شعری را از یک شاعر نامعلوم  خواندکه هر بیت آن را اشکال یابی می کرد و بعد اعلام نمود که می گویند برخی از شعرا با شنیدن این شعر به دریاچه نمک پناه بردند و شنیده می شود هر روز با طلوع آفتاب خنج می کشند و پیرهن میدرندو هنگام غروب پشت تپه ها پنهان می شوند،حتی تعدای بچه بعد از این شعر گم شده اند , … .

او در قسمتی دیگر از صحبت ها به صورت صوتی و تصویری کنسرتی که با دخترش رفته بود را توصیف کرد،کنسرتی که عوامل آن انگار سازهایشان از وانت ریخته بودو همه تا دو ساعت نیاز به کوک شدن داشتند؛ بعد هم خود او در پایان شعر جدیدش را خواند و اجرای خود را با این جمله تمام کرد: اینجا کلش واس ماست /مهرتون تا ابد پابرجااست.
 
خاطرات کتکی مهران غفوریان  
پس از پخش واکنش های غفوریان به جناب رضویان و اعطای لبخند طلایی هفته به محمدرضا فروتن، کمدین دوم گروه حاضر شدو بلافاصله به سراغ پدرش رفت و گفت: آقام خدابیامرز هم خطاط بود،هم نقاش و هم در نیرو دریایی بود و فقط یکم روی من حساس بود! 

مهران غفوریان از زمانی گفت که پدرش برای چند روز او را در کودکی  خانه خاله اش گذاشت،و وی همان روز ماشین کوچکی که پسرخاله اش به تازگی گرفته بود را در شلوارکش جا گذاری کرد و این باعث شد تا به خاطر دستشویی نرفتنش به بیمارستان منتقل شود که در آن جا هنگام آمپول زدن بالاخره ماشین افتاد و پدر کتک مفصلی به او زد.

 وی همینطور از شمشیر بدست شدن پدرش برای تنبیه او در دوران کودکیش تعریف کرد و بعد درباره اصرار هایی که با برادرش برای خرید ویدئو به پدر  می کردند گفت، ویدیویی که بعد از مدت ها از دور خارج می شد و تنها با آن بایستی فیلم ترسناک یا ورزشی نگاه می کردیم،آنقدر که مجبور شد یم حدود 200 بار اژدها وارد می شود را ببینیم.

خلاصه غفوریان اظهار کرد: بعد از این مدت یک فیلم هندی را از یکی از دوستان مدرسه ایم گرفتم و شب با کلی استرس و کلک یک ربع فیلم را بیشتر ندیده بودم که برق ها رفت و اون زمان برق که می رفت 450 سال طول می کشید تا برگردد،برای همین مجبور شدم همانطور ویدیویی که فیلمم در آن بود را به خدا بسپارم و بروم تا اینکه ظهر پدرم را در حال دیدن اژدها وارد می شود دیدم که این یعنی  فیلم از دستگاه درآمده ،اما حالا کجا رفته را خدا می داند.
 
عاشقانه های مهران برای پدرش   
او در ادامه از علاقه پنهان پدرش به فیلم هندی ، مخفی کردن آن در کمدش و تلاشهایش برای برگرداندن آن به دوستش گفت،بعد خاطره ای از ماشین سواری ،تصادف و کتک هایی که برای بردن بی اجازه ماشین از آن مرحوم خورده بود تعریف کرد و بعد به فوت پدرش و تلاشی که برای سنگ تمام گذاشتن در مجلس ختم وی کرده بود اشاره کرد و گفت :همه کارها که البته بد پیش رفته بود جواب داد و پدرم شب به خوابم آمد و گفت دست از سرمن بردار،دیگه نمیخواد مراسم سوم و هفتم بگیری! برای همین پولش را خرج خیریه ای کردم.

مهران غفوریان در انتهای اجرایش گفت که دلش برای پدرش تنگ شده و با رفتن او در سال 83 دچار مشکلات سختی شد،وی افزود:  پدر تکیه گاه زندگی هر کسی است، و چه قدر خوب است که تا وقتی زنده اند بیشتر حواسمان به آن ها  باشدو قدرشان را بدانیم.

او نیز با این جملات که کاملا جدی بودند و همچنین با یاد پدرش استندآپ خود را به پایان رساند و بعد که پشت صحنه واکنش های رضویان پخش شد ،گریه های مهران هم دیده شد،اشک هایی که به شدت بوی دلتنگی می دادند.

در این قسمت رضویان او را در آغوش کشید و هر دو متاثر شدند،خود مهران هم گفت: از اینکه اون دنیا پدرم را می بینم خوشحال هستم.

در انتها که حال همه بهتر شد، شعر خلیج فارس با حضور این دوکمدین خوانده شد و رضویان در آخر بازهم بابت جابجایی مسابقه به خاطر بیماریش عذر خواهی کرد؛ و اینگونه خندوانه ای دیگر به پایان خود رسید.

حالا که این رقابت به انتهای خود نزدیک شده،شما فکر می کنید در فینال چه کسی مقابل امیرمهدی ژوله می ایستد؟غفوریان یا رضویان!؟



درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات: